https://shohada.org/index.php/en/node/231781

شناسه خبر: 231781
2022-3-10 23:42

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی سید مجتبی قریشیان : ما مدت سه سال در تهران بودیم و چون در تهران قوم و خویشی نداشتیم ، یادم هست هر وقت دلم می گرفت من می رفتم می نشستم کنار عکس شهید و حاجیه خانم و با ایشان درد دل میکردم چون احساس می کردم که همیشه مشکلم را ایشان حل می کنند . یک بار خیلی دلم گرفته بود یک مشکلی برایم پیش آمده بود که به هر دری زدم حل نشد لذا رفتم نشستم کنار عکس شهید و حسابی درد دل کردم و از شهید خواستم که مشکلم را حل کند ، بعد آن شب خواب دیدم شهید با یک لباس ورزشی آمده و توی حیاطی که دور تا دور آن را صندلی چوبی چیده بودند نشسته است ، مرا صدا زد ند ، رفتم و مشکلم... را بیان کردم ، ایشان لبخند زدند و شروع کردند به صحبت کردن . ایشان تمام راه و چاه مشکلم را به من گفتند . وقتی از خواب بیدار شدم . احساس کردم که هیچ مشکلی ندارم