https://shohada.org/index.php/en/node/239266

شناسه خبر: 239266
2022-3-11 01:42

عشق به جهاد

عباس پانزده ساله بود که پدرش سه بار به جبهه رفت بود بار چهارم که پدرش قصد اعزام به جبهه را داشت عباس به پدرش گفت : نمی گذارم شما به جبهه بروی وحق من است که به جبهه بروم پدرش گفت : من به جای تودو سه بار به جبهه می روم . عباس گفت : پدر یک تعهدنامه بنویس که وقتی برگردی من بروم پدرش هم یک کاغذ نوشت و عباس آن را پنهان کرد هنگامی که پدرش از جبهه آمد به پدرش گفت : سر قول خودهستی یا نه ؟ وقتی جواب مثبت را از پدرش گرفت راه افتاد تابه جبهه برود گفتم :بگذار تا نیشابور همراهت کنم تا ببینم به کجا می روی ؟ گفت : نه اگر شما بیایی نمی گذاری من بروم وقتی به نیشابور رفتم گفتم آمده ام تا پول همراهت کنم گفت : آمد ای چکار کنی من خجالت می کشم شما برو وخداحافظی کرد ورفت .