https://shohada.org/index.php/en/node/307105

شناسه خبر: 307105
2022-3-12 01:36

دقت در حلال و حرام

راوی محمد رضا محمدی : موقعی که من در تهران کار می کردم ابوالقاسم چهارده یا پانزده سال بیشتر نداشت. مدتی که من در مشهد بودم ایشان از من خواست که برایش در تهران کاری پیدا کنم. وقتی به تهران رفتم توسط یکی از دوستانم برای او کاری در یک شرکت خصوصی پیدا کردم. مدتی ایشان در آن شرکت مشغول به کار بود. بعد از چند هفته ابوالقاسم پیش من آمد و گفت: من دیگر در این شرکت کار نمی کنم. گفتم: مرد حسابی من به سختی این کار را برایت پیدا کرده ام، آخر برای چه سر کار نمی روی؟ ابتدا چیزی نگفت. اما به خاطر اصرارهای زیاد من گفت: صاحب کار ما یک ساواکی است. اگر من در این دنیا حتی بک ریال از پولی که این مرد به من می دهد استفاده کنم. فردای قیامت باید جواب بدهم. خلاصه او دیگر آنجا کار نکرد.