https://shohada.org/index.php/en/node/315213
شناسه خبر: 315213
2022-3-12 03:42
پيش بيني شهادت
راوی مهین کاظم : خاطره ای که از آن زمان به یاد دارم این است که روز قبل از ترور پسرم محسن و به شهادت رسیدنش همراه خانمش در خانه ی ما بود سر سفره ی ناهار نشسته بودیم و داشتیم ناهار می خوردیم محسن گفت: شاید این ناهار آخرم باشد که دارم با شما می خورم. گفتم چرا؟ مگر می خواهی به جبهه بروی؟ گفت: نه. حالا شوخی کردم. بعد از چند ساعتی که از ظهر گذشت دوباره گفت: مادر اگر هر کدام از بچه هایت شهید شدند شما گریه نکن و دل دشمن را شاد نکن و خودت دست را به سوی آسمان بگیر و بگو شهیدان زنده اند الله اکبر همین را بلند بگو و بگذار دشمن چشم هایش در بیاید. مادر اگر شهید دادی دلت نسوزد من گفتم مگر می شود. گفت: بله که می شود. چرا نشود. مادر جان خوب هم می شود. اگر خدا بخواهد و لیاقت داشته باشم حتما می شود. همین حرف را به ما زد ولی نگفت که من شهید می شوم. فردای آن روز که داشت با دوچرخه اش به محل کار می رفت او را ترور کردند و اتفاقا وقتی خبر شهید شدن او را به ما دادند خانمش گفت: مثل این که محسن از شهادتش خبر داشت و می خواست با این حرفهایش ما را دلداری بدهد. روحش شاد. راهش پر رهرو باد.