https://shohada.org/index.php/en/node/327376

شناسه خبر: 327376
2022-3-12 06:21

توجه به امر ازدواج

راوی زهرا بهادری: برادر معدنی که پاسدار هست به خانه ما خیلی رفت و آمد داشت و با آقای رستمی دوست صمیمی بود . یک شب که آقای معدنی به منزل ما آمد ، آقای رستمی به ایشان گفت : می خواهم دامادت کنم . آقای معدنی گفت : هر چه بابا بگوید ، کسی از امر بابا خارج نیست . به اتفاق آقای رستمی برای خواستگاری به منزل همسایه روبه رویمان که دختر داشت رفتیم . آقای رستمی گفت که آمده ام دخترت را برای یک پاسدار خواستگاری کنم . خانواده دختر ابتدا گفتند : ما دخترمان را به پاسدار نمی دهیم چون می رود و شهید می شود . بعد بابا رستمی به شوخی گفت : دخترت را به خوبی و خوشی بده و گر نه به زور اسلحه از شما می گیریم .در نهایت راضی شدند و مراسم عقد در منزلمان برگزار شد . موقع عروسی آقای رستمی مشهد نبود ، با من تماس گرفت که شما حتماً در مجلس آقای معدنی شرکت کنید .