https://shohada.org/index.php/en/node/327397

شناسه خبر: 327397
2022-3-12 06:21

هيبت و صلابت

راوی سید هاشم موسوی: در زمان غائلة دوم منافقین در گنبد من در خدمت شهید رستمی و تعدادی از بچه های مشهد به گنبد رفتیم ، در گنبد در مدرسه ای مستقر شدیم و شهید رستمی برای هماهنگی با سپاه گنبد به محل فرماندهی سپاه رفت . در آن زمان فرمانده سپاه گنبد شهید شده بود و خانمش فرماندهی را بر عهده گرفته بود از تهران هم یک نفر به نام بهروز احمیراری را فرستاده بودند تا کنار دست همین خانم سپاه گنبد را اداره کند . شهید رستمی پس از هماهنگی های لازم به مقر ما برگشتند که خبر حمله منافقین از طرف جاده بندر ترکمن رسید ، ما در قالب چند عده به مقابله با آنها رفتیم ، من بیسیم چی شهید رستمی بودم که در پشت بییسم متوجه شدم بین بچه های مشهد و تهران اختلاف افتاده یکی از بچه های تهران بنام کریم چریک از بهروز احمیراری کسب تکلیف کرد که اینها به حرف ما گوش نمی دهند من چکار کنم . بهروز احمیراری هم گفت : اگر گوش به حرف نکردند خود او را هم بزن. شهید رستمی این صدا را از بیسیم شنید و به من گفت : بدو تا برویم به فرماندهی سپاه . وقتی رسیدیم به سپاه گنبد به بهروز احمیراری گفت فرمانده آنها من هستم تو باید اول با من هماهنگی کنی چرا اینطور دستور می دهی ؟ بهروز احمیراری با لکنت زبان گفت: من اشتباه کردم و عذر می خواهم .