https://shohada.org/index.php/en/node/327398
شناسه خبر: 327398
2022-3-12 06:21
هيبت و صلابت
راوی محمد قاضی: یک سرشبی غذا برای عزیزان رزمنده آورده بودند که توزیع کنند جایی و مقری بود که از آنجا به داخل اتاقها منتهی می شد. غذا را آنجا گذاشته بودند و هنوز هوا، تاریک نشده بود. در حین توزیع غذا یکی از برادران اشتباهی کرد و یک صدایی از خودش در آورد که صدای خوشایندی نبود. بابارستمی یک دفعه برآشفت. یک ژ-3 همراهشان بود. گنگدن کشید و چند تیر هوایی داخل سالن زد و دستور داد همة نیروها بیرون بروند و همان نصف شب شروع کرد به دواندن آن نیروها به دور محوطه. خوب که نیروها دویدند و خسته شدند، در یک جا همه را جمع کرد و گفت: سرباز امام زمان (عج) اینگونه بی ادبی نمی کند. وقتی آقای بابارستمی را خیلی بر آشفته دیدم، برگشتم و به ایشان گفتم: حالا کسی از این افراد یک اشتباهی کرده است. اگر ممکن است او را ببخشید. ایشان فرمودند: هیچ بخششی در کار نیست. رفتیم داخل بیابان و شروع به سنگر کندن نمودیم. بعضی در یکی دو متری به آب می رسیدند. من دوباره به بابارستمی مراجعه کرده و گفتم: بعضی از نیروها مجبورند روی آب بخوابند، باز هم قبول نکرد و گفت: نه خیر، بروید، بکنند بروند داخل آب تا بعد ببینیم چه کار می شود کرد. آن شب را هر طور بود، صبح کردیم. صبح کسی جرأت نمی کرد سرش را از آن سنگر آبکی خود بیرون بیاورد.