https://shohada.org/index.php/en/node/330626

شناسه خبر: 330626
2022-3-12 07:06

خواب و رو.یای دیگران در مورد شهید

به روایت از ام لیلا بلیغ : یادم هست که یک شب خواب دیدم دوتا خانم که لباس و چادر مشکی پوشیده بودند همراه امام خمینی (ره) وارد منزل ما شدند . یکی از خانمها یک شیشه عطر را به من داد و گفت این عطر دستت باشد ، مال توست بعد رفتند و من دیگر آنها را ندیدم بعد از چند لحظه برادرم علی اکبر وارد اتاق شد در حالیکه لباس سیاه به تن داشت و یک چفیه هم بسته بود آمد کنار من نشست، من مقداری از آن عطری را که آن خانم داده بود را به او دادم و لباسهایش را عطر زدم گفت: این عطر را از کجا آوردی ؟ من هم در جواب ماجرا را برای برادرم علی اکبر تعریف کردم . بعد مقداری از آن عطر را به من وخودش زد و رفت ، صبح که از خواب بیدار شدم هنوز بوی آن عطری را که در خواب به خود زده بودم را احساس می کردم .