https://shohada.org/index.php/en/node/331826
شناسه خبر: 331826
2022-3-12 07:21
اوقات فراغت
به روایت از حسن ارفعی : با عده ای از دوستان به ارتفاعات خلج واقع درضلع جنوب غربی مشهد رفته بودیم هر یک از همراهان یک تکه از لوازم را به همراه داشت یکی پتو دیگری فرش و… من هم ضبط سنگینی را علاوه بر کوله پشتی با خود حمل می نمودم . در حین راه رفتن پایم پیچ خورد و از آن به بعد به خوبی نمی توانستم بقیه را همراهی کنم و بعضی اوقات مجبور بودم بنشینم و استراحتی بکنم . به علت خستگی و درد پا بعد از مدتی راه پیمایی نشستم به خودم مشغول بودم وپایم رابعد از اندکی استراحت از جا بلند شدم و به طرف کوله پشتی ام رفتم ولی آثاری از آن نبود بله علی آمده و آن را برداشته و با خود برده بود منتهی من نمی دانستم ازهمراهان پرسیدم کوله پشتی ام کو ؟ شما ندیدید . گفتند : علی آن را برداشت وبه همراه خودش برد . به نقطه استراحت که رسیدیم دیدم برادران مخصوصاً علی شروع کردن به پهن کردن فرش و سفره از همه هم بیشتر برادر علی زحمت می کشید او به من نگفت چرا نشسته ای و کمک نمی کنی معلوم بود که خیلی ملاحظه مرا می کند .