خاطره شماره 65 - شهید محمود کاوه
راوی اصغر حسین خانی: من پانزده ،شانزده روزی بود که رفته بودم و وارد تیپ ویژه شهداءشده بودم ولی طی این مدت فرمانده یگان محمود کاوه را ندیده بودم اما وصفش را قبلا توی پادگان آموزشی امام رضا علیه السلام شنیده بودم با توجه به توصیفاتی که از ایشان شنیده بودم دوست داشتم ایشان را ببینم موقعیت جور نمیشد تا این که یک عملیات مشابه برای نیروهای بسیجی یگان گذاشته بودیم و مسئول واحد به ما گفته بود برادر کاوه قرار است بیاید و شما توضیح کاملی از اقدامات انجام شده در خصوص این عملیات مشابه را به ایشان بدهید. تا این که دو سه تا ماشین آمد و نیروها پیاده شدند من هرچه نگاه میکردم با توجه به تصویری که از کاوه در ذهنم داشتم که شاید انسان درشتی با سن بالا باشد دیدم مثل این که کاوه در این جمع نیست تا این که یک نفر نزدیک آمد لباس خاکی بر تن داشت و چهره ای نورانی سن وسالی هم نداشت وبا این یکی وآن یکی صحبت میکرد سنش حدود 21 الی 22 سال بود آمد مارا توجیه کرد و بعد فهمیدیم که ایشان محمود کاوه است ما هم عملیاتن مشابه ای برای ایشان توضیح دادیم ما این عملیا ت ضد چریکی را علیه دموکراتها اجرا کردیم و ایشان هم از عملیات مشابه ما راضی بودند.
ثبت دیدگاه