شناسه: 155216

عدالت

به روایت از غلام رضا عربی : وقتی بنده به منطقه اعزام شدم در گردان غفّارتیپ امام صادق سازماندهی شدم در چادر مشغول استراحت بودم که بلند گوی گردان مرا صدا زد . رفتم دیدم علیرضا است بعد از سلام و احوالپرسی به من گفت: اگر دوست دارید. بیائید برویم جایی که ما هستیم ، من گفتم: فرق نمی کند. هر کجا باشیم منطقه است. ایشان گفت: اگر فرق نمی کند پس بیا برویم جای ما . البته ایشان به من گفته بود که فرمانده گردان است. وقتی به گردان ایشان رسیدیم(یعنی گردان نازعات تیپ 21 امام رضا(ع))بچه ها به من گفتند: شما اینجا راحت هستید. چون برادرتان فرمانده گردان است. برخلاف انتظار وقتی من وارد گردان شدم شهید بدون اینکه هیچ گونه تبعیضی قائل شود. مانند تمام نیروهای دیگر به من گفتند: دو قسمت در گردان نیرو می خواهد، یکی خمپاره60 ودیگری تسلیحات گردان . هر جا که خودتان دوست دارید انتخاب کنید. و من به دلیل اینکه قسمت خمپاره 60 در خط مقدم بود، آنجا را انتخاب کردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه