شناسه: 156602

بدون عنوان

علبرضا همیشه دنبال مسئول اصلی جنگ بین ایران و عراق بود .یادم هست یک روز برایم تعریف می کرد : دریکی از عملیاتها تعدادی اسیر دستگیر کرده بودیم .همین طور که به پشت خط برمی گشتیم ، درراه با یکی از همین اسرا صحبتم شد .او به من گفت : ای ایرانی می دانی دراین جنگ برادرم را از دست داده ام . با این جمله هردوما شروع به گریه کردیم و بعد از لحظاتی همدل و هم عقیده با هم گفتیم معلوم نیست چه دستانی من و تو را به جان هم انداخته و به هم مشغول کرده است که مبادا در برابر ستمگران و متجاوزانی همچون اسرائیل غاصب بایستیم و با او مبارزه کنیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه