خاطرات جنگی
به روایت از علی رضا عاصمی : اوایلی که من به جبهه اعزام شده بودم از اصطلاحات رزمی هیچ گونه اطلاعاتی نداشتم حتی اسم آنان را نیز بلدنبودم. یک روز با یکی دو نفر ار بچه ها رفتیم برای شناسایی ونمیدانستم فرق بین تانک و نفر بر چیست وقتی برگشتیم که گزارش شناسایی خود را بنویسیم به این شکل نوشتم : " بسم الله … ساعت … روز … تا چند نفر رفتیم جلو رسیدیم به یک تک درخت که زیر آن یک تانک بی لوله بود وجود داشت و صدمتر سمت راست آن، یک تانک لوله بلند و سمت چپ آن یک تانک لوله کوتاه " البته خیلی زود فهمیدیم تانک بی لوله نفر بر فرماندهی است و همچنین روز دیگری با تعدادی دیگر از بچه ها رفتیم برای شناسایی .نزدیک عراقی ها که رسیدیم درآنجا دیوار بلندی از خاک دیدم که جلو مقرهای عراقی ها کشیده شده بود. نمی دانستم که این خاک ریز است و برای جلوگیری از ترکش خمپاره و توپ و خیلی استفاده های دیگر ساخته می شود به همین دلیل درگزارش شناسایی اینگونه نوشتم : " عراقی ها چون فهمیده اند که ما می خواهیم آب را روی آنها باز کنیم یک سد خاکی زده اند تا آب به آنها نرسد.
ثبت دیدگاه