شناسه: 156672

بدون موضوع

راوی محمد شادکام : یک بار علیرضا مرخصی گرفت و به کاشمر آمد. به محض رسیدن به کاشمر از منطقه تماسی گرفتند و گفتند علیرضا فوراً به باختران بیاید. مادرم به شدت ناراحت شد و گفت: آخر بی انصاف ها من مادر هستم دوست دارم پسر عزیزم را خوب ببینم بالاخره ایشان به منطقه برگشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه