شناسه: 162345

خاطرات نحوه مجروحیت

شب عملیات چهار با قایق به سمت نیروهاى عراقى حرکت کردیم قایق برادر على اکبر سرورى جلوتر از دیگران بود قدرى از مسافت را طى کردیم دیدیم از دور آتشى دیه مى‏شود به گمان اینکه نیروهاى خودى مواضع عراقى ها را منفجر کرده‏اند خوشحال شدیم وقتى به محل آتش رسیدیم دیدیم قایق برادر سرورى است که در آتش مى‏سوزد به کمک فرمانده گردان و پیکر نیمه جان علیاکبر که یا حسین)ع( یا حسین )ع( مى‏گفت مى‏رفتیم از داخل آب نجاتش دادیم و به عقب منقلش کردیم فرداى آن روز فرمانده گردان با دیدنم گفت: آقاى غلامى دوستت به شهادت رسید یک لحظه شوکه شدم هنوز به خودم نیامده بودم که برادر على اکبر را در حالى که سرش را بسته بود خنده کنان به طرفم آمد و مثل همیشه بشاش و شاد به دیده بوسى و احوالپرسى پرداخت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه