شناسه: 173257

زیرکی و باهوشی

به روایت از ابوالقاسم حاجی تقی : فرزندم تعریف می کرد و می گفت :کردستان در نقده بودیم مهمات ما تمام شده بود و برف می بارید ما گلوله های توپ را به پشت بامها می گذاشتیم که دشمن فکر کند مثلا خمپاره داریم و مدتی را به همین صورت سپری می کردیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه