عشق شهادت
به روایت از حسن پل پور : یکروز آقای پلیان گفت: در حسرتم که چرا بچه هایی که به منطقه می آیند بعد از دو سه شب شهید میشوند و سهم من یک ترکش کوچک قرار می گیرد. من به ایشان گفتم: نه آقا جان خیلی ناراحت نباش. خدا می خواهد که شما جای دیگر بکار گرفته شوی.
ثبت دیدگاه