حرمت والدین 2
به روایت علی اکبر آذرنوش : در منطقه که بودیم یکروز صحبت از ازدواج شد و ناصر گفت : من یکی از دختران همسایه را در نظر دارم ولی پدرم موافق نیست و می گوید دختر عمویت را باید بگیری چون دختر باتقوا یی است من هم به ناچار باید قبول کنم پدر است و نظرش رجحان دارد .
ثبت دیدگاه