شناسه: 254531

عشق به جهاد

به روایت از معصومه برقبانی: زمانیکه شهید به مرخصی می آمد بی تابی می کرد ، می خواست هرچه زودتر به منطقة جنگی باز گردد ، در آخرین اعزامش من به او گفتم : این بار نرو خودت می دانی که حامله هستم ولی چون حمله نزدیک بود شهید می خواست دوباره عازم جبهه گردد ، باز من به او گفتم : این بار نرو مرا تنها نگذار ، خلاصه شهید مرا به بیمارستان برد و در آنجا بستریم کرد و خودش به سوی جبهه رفت در آنجا شهید باغانی را فرستاده بود که از من خبر بگیرد که آیا هنوز در بیمارستان بستری هستم یا که نه به خانه رفته ام خلاصه شهید باغانی سلامتی من و بچّه را به جبهه نزد سیّدعلی برد ولی قبل از اینکه او موفّق به دیدن فرزندش شود به شهادت رسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه