شناسه: 259097

حالات معنوي قبل از شهادت

راوی جعفر علیزاده: درهمان آخرین باری که ایشان را درنماز جمعه دیدم احساس کردم که از نظر روحیه یک طور دیگری شده و بقول معروف چهره اش نورانی شده است یادم هست یک دوربین نزد ایشان به امانت گذاشته بودم یک روز تا مرا دیدگفت : جفعر جان دوربین ترا دخترم سمیه شکسته است می خواهم برایت یک دوربین دیگر بخرم گفتم : برادر حسن اصلاً قابل ندارد فدای سرش که شکسته است مشخص بود که ایشان خودش را آماده ی رفتن می کند چون نسبت به این مسائل جزئی هم حساس شده است و از تمام دوستان و آشنایان حلالیت می طلبید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه