شناسه: 262704

عشق به جهاد

راوی رضا نظیف : زمانی که قربانعلی می خواست به جبهه برود، همسرش مخالفت می کرد و گفت: بچه هایت رت به چه کسی می سپاری و چرا می خواهی مرا در چنین وضعیتی که باردار هستم تنها بگذاری. قربانعلی در جواب همسرش گفت: در خرمشهر زن و مرد و بچه های کوچک زنده به گور می شوند من چطور می توانم دست روی دست بگذارم و نظاره گر این جنایات دشمن باشم. بگذار بچه های من هم مثل آنها زنده به گور شوند. چرا نباید به کمک آنها بشتابم در حالیکه شدیدا به من و امثال من نیاز دارند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه