شناسه: 307096

تقيد به مسائل شرعي

راوی محمد رضا محمدی : زمانی که آقای عصاریان ده سال بیشتر نداشت، من آن موقع ازدوج کرده بودم. یک روز پدرم به من گفت: نمی دانم چه کار کنم این بچه غذا نمی خورد، حتی نان خالی نمی خورد. همان روز آقای عصاریان به خانه ی ما آمد. از او پرسیدم شما چرا غذا نمی خوری؟ گفت: خواهر جان تو را به خدا کاری کن که پدر دست از من بردارد. من خجالت می کشم به او بگویم، تا مطمئن نشوم که پدر خمس مال خود را می دهد غذایی که پدر به خانه می آورد نمی خورم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه