خاطره
برادر شهید در خاطرات خود می گوید : یک روز این شهید بزرگوار یک عکس کوچک از خود را داد و به من گفت ؛ که برو این عکس را بزرگ کن و وقتی علت را سوال کردم گفت : بعدأ متوجه می شوی ، و وقتی من عکس را بزرگ کردم وایشان به جبهه رفت و پس از یازده روز به شهادت رسید و من تازه منظور او را فهمیدم . من همیشه از والدین می شنیدم که ایشان بسیار به امام علاقه داشتند و تمام وقت خود را صرف دفاع از انقلاب و کار در بسیج می نمودند . دوست شهید بنام آقای نصر آبادی در خاطرات خود می گوید ؛ زمانیکه ایشان عضو بسیج بودند ، ندیدم روزی نماز اول وقت ایشان ترک شود ، و ایشان بسیار به امام علاقه داشتند و روزی می گفت ؛ دوست دارم مثل بعضی از دوستان به افتخار شهادت نائل آیم . چون الگوی ما آقا اباعبدالله می باشد و به مراسم مذهبی خصوصاً محرم بسیار اهمیت می داند .
ثبت دیدگاه