https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/101723
شناسه خبر: 101723
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۳:۰۳
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی صفر فرهمندی: برادرم با وجود اینکه سن کمی داشت ولی در سه مرحله به جبهه اعزام شد و روزی که جنگ تمام شد گریه میکرد و میگفت: من لیاقت نداشتم که به مقام شهادت برسم. تا اینکه به سربازی رفت و یکسال در یگان ویژه نیروی انتظامی در زاهدان خدمت کرد. یکی از شبهای ماه محرم درمسجد مراسم داشتیم بعد از پایان مراسم خوابم برد. در خواب دیدم که برات آمده است به مسجد و در مراسم شرکت میکند تا مرا دید جلو آمد و حال مرا پرسید. شما چطورید؟ گفت: من خیلی خوشحالم چون به آرزوی خودم رسیدم. صبح که بیدار شدم هر لحظه منتظر خبری بودم چون یقین داشتم برادر من به آرزویش رسیده است.