https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/102959

شناسه خبر: 102959
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۳:۲۲

می توانست برای نرفتن هزار و یک بهانه بیاورد

خانم «فاطمه رضایی» همسر شهید: همراه همسرم شدم تا بتواند در عقیده اش و خدمت به وطن سربلند باشد. او می گفت این ماموریتم طولانی نیست و همین جا در چند کیلومتری مشهد است. او باید در مانور نظامی شرکت می کرد، با وجود این که همسرم به مرخصی آمده بود، اما بازهم رفت. روز حادثه، زمانی که یکی از همکارانش به بهانه گرفتن شماره برادر شوهرم به در خانه ما آمده بود، دلشوره عجیبی داشتم. بعد از تماس های تلفنی که با برادر شوهرم داشتم و حضور غیرعادی همسرش در خانه ما متوجه شدم احتمالا برای همسرم اتفاقی افتاده است. او در مسیر ماموریتش دچار حادثه تصادف شده بود. سال های زیاد در جبهه ها زیر گلوله بود، اما سال های بعد و در ماموریت در یک حادثه به هدفی که دنبالش بود، رسید. با همه این سال ها هنوز هم نتوانسته ام هضم کنم جهانشیر در زندگی من و فرزندانم نیست. او عاشق کارش بود، می توانست نرود و برای نرفتنش هم هزار و یک بهانه بیاورد، اما حرفش این بود که برای وطنم نباید کم بگذارم.