https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/103087
شناسه خبر: 103087
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۳:۲۴
خوشبو و زیبا
به نقل از پدر شهید:
مدتی بودکه به جبهه می رفت.این بارپس از5ماه به خانه برگشت به اوگفتیم چراانقدردیرآمدی می خواستیم زودترعروسی خواهرت رابرگزارکنیم.گفت باشد، برگزاری می کنیم؛اما من بایدبه جبهه بروم دوباره. ازاو خواستیم که برودواین بار زودبه مرخصی بیایدتاعروسی را برگزارکنیم.پذیرفت ورفت.اماچندروز پس ازرفتنش خبرشهادتش را برایمان آوردند!
مدت ها بعدازشهادت سعید عروسی خواهرش را برگزار کردیم.
همسایه مان می گفت همان شب عروس سعید به خوابش رفت و بسیارخوش بو و زیبا درعروسی شرکت کرده است.