https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/103698
شناسه خبر: 103698
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۳:۳۳
دقت در حلال و حرام
یک روز که همراه دختر عمه ام به باغ رفته بودیم و مشغول جمع کردن گوجه درختی از باغ همسایه بودیم ، قربانعلی از راه رسید و به ما گفت : می دانید که این باغ مردم است پس حتماً برای جمع آوری گوجه ها از صاحبش اجازه گرفته اید به محض اینکه فهمید ما اجازه نگرفته ایم گفت : پس جمع نکنیدو زود بیائید برویم . وقتی دید گوش نمی دهیم رفت و پس از چند لحظه در حالی که همراه پسر عمه ام ماری را در راه کشته بودند ، برگشت و آنرا بالای همان درخت آویزان کرد و گفت : حالااگر می توانید بروید ومال مردم را جمع کنید.