https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/103699

شناسه خبر: 103699
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۳:۳۳

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

بعد از شهادت قربانعلی من خیلی از دوریش ناراحت بودم ومدام گریه وزاری می کردم تا اینکه به اتفاق همسرم به زیارت خانه خدا مشرف شدیم درآنجا دلم خیلی هوای قربانعلی را کرد . وقتی از عرفات برگشتیم شهید قربانعلی به خوابم آمد وگفت : مادرچه شده است؟ چرا اینقدر ناراحتی ؟ آیا برادر و خواهرانم تو را اذیت می کنند گفتم : نه مادر، آنها مرا اذیت نمی کنند من به فکر شما هستم گفت : مادر شما اصلاً ناراحت نباش ، ببین من اینجا هستم ، اینجا هم جای خیلی خوبی است و درحالی که قربانعلی یک تسبیح به من می داد از خواب بیدار شدم