https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/108689
شناسه خبر: 108689
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۴:۵۱
عشق به جهاد
به روایت از غلامحسن باغی : یادم هست من و دوستم سیداحمد حسینی شروع کرده بودیم به خانه ساختن یک روز که دور هم نشسته بودیم و چایی میخوردیم. ایشان رو کرد به من و گفت: میدانی من برای چه اینقدر عجله دارم تا خانههایم را بسازم؟ گفتم، نه گفت: برای اینکه میخواهم دوباره به جبهه بروم. و هر وقت خانههایم تکمیل شد میروم. ولی طاقت نیاورد. و به جبهه رفت. و در نامهای که در خانه برای ما گذاشته بود. نوشته بود که من نمیتوانستم. از این بیشتر در اینجا بمانم و خانهها هم میماند برای شما چون من دیگر بر نمیگردم و حتی یک روز هم نمیتوانم در آن خانهها زندگی کنم و همانطور هم شد و حتی ایشان به جبهه رفت. بعد از چند روز به شهادت رسید.