https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/108800
شناسه خبر: 108800
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۴:۵۲
نفوذ و تاثیر کلام
یک بار در منطقه موقعیت پدافندی داشتیم و امکانات و مهاتمان خیلی کم بود. افرادی که در سنگر کمین نگهبانی می دادند هفت تیر سهمیه داشتند و افرادی که در سنگرهای عقب تر نگهبانی می دادند سه تیر سهمیه داشتند. موقعی که نوبت نگبانی به یکی از سربازها که می خواست در سنگرهای عقب نگهبانی دهد رسید سه تا تیر با یک اسلحه به او دادند تا به محل نگهبانی اش برود ولی او قبول نمی کرد. و می گفت باید تعداد تیر بیشتری به من بدهید. هرچه با او صحبت می کردند فایده ای نداشت تا این که آقای جلایری آمد و به او گفت: چرا به محل نگبانی ات نمی روی؟ جواب داد: سه تیر برای نگهبانی دادن کم است و من می ترسم. آقای جلایری اسلحه را برداشت و گفت: خودم می روم نگهبانی بدهم. وقتی که به راه افتاد آن سرباز به سمت ایشان رفت و دست ایشان را بوسید و اسلحه را گرفت. سه تیر داخل خشاب را در آورد و به آقای جلایری داد و گفت: حالا ترس برای من معنی ندارد. با اسلحه خالی نگهبانی می دهم. با اسلحه خالی به محل نگهبانی رفت و اتفاقاً شب بعد به شهادت رسید.