https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/108827

شناسه خبر: 108827
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۴:۵۲

رقت قلب

قبل از شروع یکی از عملیاتها نزد آقای جلایری بودم که یکی از برادران بسیجی که 15 یا 16 سال بیشتر نداشت نزد ایشان آمد و گفت : من تقاضای آرپی جی کرده ام ولی به من یک اسلحه ی کلاش داده اند آقای جلایری گفت: آرپی جی را برای چه می خواهی ؟ گفت : برادرم درهمین خط شهید شده است و من آمده ام تاوان خون اورا بگیرم اگر به من آر پی جی ندهید فردای قیامت نزد خداوند ازشما شکایت خواهم کرد وقتی نوجوان این حرف را زد گفت : چشم شما برو من برایت آرپی جی می گیرم دیدم آقای جلایری داخل سنگر رفت وشروع کرد به گریستن و گفت : خدایا این نوجوان چنین درخواستی از من دارد در حالی که توانایی جسمی خوبی هم ندارد و می گوید اگر خواسته ی مرا برآورده نکنی فردای قیامت یقه ات را خواهم گرفت. آقای جلایری درخواستی مبنی بر دادن آر پی جی به آن نوجوان را نوشت و به من داد وگفت : این را به مسئولیت تسلیحات بده و بگو به آن نوجوان آرپی جی تحویل دهند آن نوجوان آرپی جی را تحویل گرفت واتفاقاً همان شب(شب عملیات ) به شهادت رسید.