https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/109016

شناسه خبر: 109016
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۴:۵۵

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

سال 80-79 به سفر حج رفته بودم. شب عرفات تا ساعت 2 دعا و قرآن می خواندم که یک لحظه خوابم برد. دیدم با غلامعلی در خانه ی پدرم هستم مادرم از من خواست که شب را آنجا بمانیم . یوسف گفت : نه خاله می خواهم طاهره را به مکه ببرم تا اعمالش را انجام بدهد دو نفری سوار هواپیما شدیم که در بین راه هوپیما خراب شد وقتی از آن پایین آمدیم کنار دریا بودیم. خانمی آن طرف تر ایستاده بود ازیوسف خواست قایق را به کنار دریا بیاورد. که ایشان سوار شد و رفت و دیگر برنگشت . از خواب که بیدار شدم نگران و پریشان شدم که به سفارش دوستان به نیابت ازایشان اعمال حج را بجا آوردم.