https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/114047

شناسه خبر: 114047
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۶:۱۹

خاطره شماره 29 - شهید حسن مرادی

محمد مرادی: یک سری که به اتفاق پسرعمویم حسن مرادی و تعدادی دیگر از همشهریان در آموزش بودیم روزی در آنجا دعوا کردیم سر شیر آب وقتی ایشان متوجه شد حدود 3 یا 4 روز با من حرف نزد به من گفت : برای چه دعوا کردید ؟ گفتم سر شستن ظرف ها یکی از بچه هایمان را از آسایشگاه بیرون کرده بودند وقتی دیدم با ما حرف نمی زند گفتم: حالا مگر چی شده است ما از حقمان دفاع کردیم ایشان گفت : آن دفاع نبود شاید شما در بین دعوا می زدید چشمش کور می کردید حق گرفتن است اما نه با دعوا این که نمی شود گفتم بابا ما اشتباه کردیم نفهمیدیم این دفعه را ببخشید.