https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/116556
شناسه خبر: 116556
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۶:۵۶
اولین اعزام
به روایت از فاطمه حسن زاده : در همان ایام دفاع مقدس و جنگ علی اصغر می خواست به جبهه برود، اما بخاطر مریضی پدرش نمی رفت و پدرش هم اجازه نمی داد و می گفت: اگر تو بروی من شاید در مدت مریضی از دنیا بروم و همدیگر را نبینیم. وبعد از فوت پدرش که او از من اجازه می خواست من گفتم : اگر تو بروی ما تنهاییم ، پدرت که فوت شده ، برادرت که در سربازیست و من وخوا هرت تنها در یک خانه چه کنیم. آنگاه او گفت: اگر بخواهی درخت اسلام تازه بماند احتیاج به خون جوانان دارد نه آب و باران مثل آنکه خون علی اکبر و علی اصغر به پای آن ریخته شد.