https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/116860
شناسه خبر: 116860
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۷:۰۱
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از گلشا رضایی : چند ماهی از شهادت همسرم ابراهیم گذشته بود. من خیلی ناراحت بودم و همیشه می گفتم چرا تو رفتی و ما را تنها گذاشتی؟ یک شب خواب دیدم شهید به همراه حضرت رسول (ص) و امامان و تعداد زیادی از یارانش و از جمله حضرت فاطمه (ص) به خانه ی ما آمده. ائمه مدتی پیش ما بودند و بعد می خواستند بروند. من مانع رفتن شهید با آنها شدم و می گفتم می خواهم با شما بیایم. همه سوار بر اسب شدند من گریه می کردم و ناراحت بودم. دیدم حضرت رسول (ص) به من نزدیک شد و گفتند بهتر است تو بمانی و ناراحت نباشی چون امکان آمدن شما نیست. شهید با ما می رود. اشاره کردند به اطراف و گفتند خیلی های دیگر هم مثل شما هستند. من چیزی نگفتم و شهید از من جدا شد و همراه رسول خدا و اهل بیت و اصحاب رفتند. من از خواب بیدار شدم و خیلی ناراحت بودم. ولی با خود گفتم مصلحتی در کار است. پس ما باید بمانیم و تا بتوانیم فرزندان عزیز شهدا را همانطور که پدرانشان می خواستند تحویل جامعه بدهبم.