https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/119143

شناسه خبر: 119143
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۷:۳۵

ناظر و شاهد بودن شهید برامور

به روایت از قمر غبار زاده : وقتی برای حج عمره ثبت نام کردم ، می گفت : اسم جعفر را هم بنویس . محسن را خودم نگاه می دارم . ولی نوبت ما نرسید تا اینکه چهار سال قبل به مکّه مشرّف شدم . دو عدد گلدان خریدم و به همسایه مان دادم و گفتم : بر سر مزارش ببر و بگو مادرت هم به مکّه مشرّف شد . زمانی که در سرزمین وحی به اماکن مقدّسه به منظور طواف به زیارت می رفتم احساس می کردم که فرزندم شانه به شانة من می آید . فقط زمانی که کنار سفرة غذا می نشستم او را ندیدم و گرنه در همه جا او را در کنار خود احساس می کردم .