https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/120779
شناسه خبر: 120779
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۷:۵۸
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از نصرت رشیدی : بیست روز بعد از شهادت رضا، خیلی دلم برایش تنگ شده بود، با خود گفتم: تا خوابش را نبینم به سر مزارش نمیروم، روزی به آلبوم رضا نگاه می کردم که یک پنجاه تومانی در آن دیدم، با خود گفتم: آنرا به مستحق بدهم، شب در خواب دیدم که بر سر خاکش رفته ام، رضا از خاک بیرون آمد، به او گفتم: قلک خود را بیاور تا این پول را در آن بیاندازم. رضا رفت و یک قلک آورد و من پول را درون آن انداختم.