https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/123471

شناسه خبر: 123471
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۳۸

امدادهای غیبی

به روایت از علی اصغر رمضانی : من یکبار دوشیکاچی بودم بعد از روزهای بسیار که می جنگیدیم با آن اسلحه عده زیادی از دشمنان را به هلاکت رساندیم یک روز نیروهای عراقی به ما حمله کرده بودند. و ما که به استراحت مشغول بودیم یکمرتبه با اعلام حمله عراقیها هر کس به سراغ اسلحه خود رفت و من و 5 تن از افراد دیگر باهم روی تپه بودیم من به سراغ اسلحه خودم یعنی دوشکا رفتم. و در همین لحظه احساس کردم که اسلحه کار نمی کند . لوله اسلحه گیر کرده بود و هیچ وسیله ای نبود تا گیر اسلحه را رفع کنیم. دو سه نفر از نیروهایی که روی تپه با هم بودیم را صدا زدم و شروع به گشتن لوله ای تا بتوانیم اسلحه را درست کنیم. اسلحه دوشیکا یک میله بنام سمبه دارد متأسفانه اسلحه ما سمبه نداشت و شروع به گشتن کردیم و آنقدر اینطرف و آن طرف رفتیم و آنقدر از تپه بالا و پایین رفتیم که تپه و تمام زمینهای اطراف آن مثل کف دستمان شده بود ولی پیدا نکردیم. بالاخره با ناراحتی زیاد از تپه بالا رفتیم. همینکه روی در جاییکه اسلحه بود رسیدیم، یکمرتبه مثل آدمهای برق گرفته، خشکمان زد و در جای خود میخکوب شدیم، زیرا چیز عجیبی به چشمانمان می خورد. وسیله ای که دهها مرتبه ما را برای پیدا کردنش از تپه بالا و پایین برده بود، پهلوی سلاح روی زمین افتاده بود، این از فکر انسان خارج است و امداد غیبی بود که خداوند متعال آن میله تنظیف اسلحه را برای ما فرستاده بود و با سرعت شروع کردیم به تمیز کردن، رفع گیر و اسلحه را درست کردیم. بالاخره سلاحمان را برداشتیم و به کمک نیروهای خودمان شتافتیم و عراقیهای مزدور یکی پس از دیگری بر زمین افتادند در حالیکه عراقیها به پای تپه رسیده بودند با درست شدن اسلحه، عراقیها شکست خورده و بر گشتند.