https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/124370

شناسه خبر: 124370
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۵۱

عروسک چوبی

زینب رجبی: «عروسک چوبی»، یکی از کتاب‌هایی بود که پدرم برای من خریده بود و خیلی از شب‌ها خودش داستانش را به هنگام خواب، برایم می‌خواند. داستانی که شخصیت اصلی آن، دختری هم نام خودم، «زینب» بود. پدر، هر وقت این داستان را برایم می‌خواند، می‌دیدم اسامی شخصیت‌های داستان، دقیقاً اسامی اهل خانواده‌ی خودمان است؛ یعنی پدر «زینب»، «رضا» بود و مادرش «زهرا» و... پدرم به هیچ کس اجازه نمی‌داد به این کتاب دست بزند و همیشه خودش برایم کتاب را می‌خواند، تا این که در جنگ با دشمنان اسلام به شهادت رسید و من هم بعدها با سواد شدم و توانستم بخوانم. یک روز کتاب را پیدا کردم و به یاد پدرم، قصد کردم که یک بار خودم داستانش را بخوانم؛ اما در کمال ناباوری دیدم که اسامی شخصیت‌های داستان با آن چه پدرم می‌خواند، متفاوت است. حتی پدرم یک بخش از داستان را، که پدر «زینب» «سیگار» می‌کشد، هیچ‌وقت برایم نخوانده بود.