https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/124440
شناسه خبر: 124440
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۵۲
خاطرات جنگی 4
به روایت از حمید ربانی نوغانی : شهید جهان بین در عملیات کربلای 5 شبهای اول مجروح می شود ، می آورند اهواز ، بدون اجازه دکتر برمی گردند ، روز قبل از این برنامه، برادرش مجروح شدید می شود ، می خواهند منتقل کنند به اهواز و بالاخره می گویند می توانید بروید مشهد . بالاخره چون داداشت رفته لااقل تا اهواز یا مشهد برسان و بعد خواستی برمی گردی ، برگرد. ایشان می گویند خوشا به حال ایشان اگر مجروح شده کاری نکرد گناهانش سبک شده است . شاید من هم اگر لایق باشم ، بتوانم بار گناهان خودم را کم کنم و به فکر خودم باشم. بعد از چند روزی مجروح می شود و بر می گردد عقب. او را به اهواز می برند و بدون اجازه پزشک می آید ×××× و شب مصرانه می آید خط و به او می گویند فعلاً که رفتی خط کنار خاکریز بنشین و استراحت کن. خوب می نشیند. قسمتی از منطقه در دید دشمن بوده و دشمن خیلی رویش اجرای آتش می کرد و بنا بوده آنجا خاکریز زده شود و چند تا راننده لودر می روند روی دستگاه کار می کنند و وقتی می خواهند خاکریز را به هم وصل کنند این دو نفر یکی شهید و یکی مجروح می شود . از خصوصیات شهید جهان بین این بود که هر وقت بیکار می شد می رفت روی دستگاهها کار می کرد خودش را مشغول می کرد ، روی دستگاه شاید یک موقعی بتواند از رانندگی بهره ای ببرد و بتواند پشت دستگاه بنشیند و همانجا در همان موقعی که جز 2 تا راننده مجروح و شهید می شوند بالاخره با بی سیم خبر می دهند که راننده نداریم تا کار را تمام کنند و ایشان از فرصت استفاده می کند و می رود روی دستگاه و بعد از اینکه چند بیل خاک می زند بالاخره به آرزوی دیرینه اش می رسد و به دیدار معبودش می رود.