https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/124444

شناسه خبر: 124444
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۵۲

شجاعت و شهامت 1

به روایت مرتضی بابایی خراسانی : در منطقه عملیاتی کربلای 5 با شهید ربانی آمدیم ، دیدیم دو تا از بچه های جهاد سیستان شهید حدادی و مرادقلی بییرون 5 ضلعی ، بیرون سنگر نشسته اند گفتیم چرا کار را شروع نکردید ، گفتند چون آتش زیاد است . دست از کار کشیدم تا آتش دشمن کم شود . ما به آنها گفتیم : پس بیرون سنگر ننشینید و آنها رفتند داخل بعداً ما رفتیم جاده شهید باقری که با بی سیم خبر دادند دو تا از بچه ها چون بیرون سنگر بودند به شهادت رسیدند که همین دو شهید بودند البته ما در پنج ضلعی دو جناح کار می کردیم ، پاسگاه بومیان به طرف کانال پرورش ماهی که طرف پاسگاه لشکر 21 امام رضا (ع) بود و از کنار کانال پرورش ماهی تانوک کانال لشکر 77 رسول ا... (ص) از بچه های تهران مستقر بودند در آن مدت خاطرات زیاد بود . مثلاً یک شب با شهید ربانی آمدیم ماشین را پارک کنیم و چون هوا تاریک بود ماشین با سر رفت توی گودال و تا صبح معطل ماشین بودیم تا در آوردیمش . شبها خاطرات زیاد بود ،دستگاها گیر می کرد آتش می ریخت روی سرشان ولی کسی کاری نمی شد مثلاً آر پی چی رفته بود خودرو بود توی رادیات بولدوزور و از بقل بالای سقف بلدوزر آمده بود بیرون ولی عمل نکرده بود . در جاده شهید باقری هم کار همچنان ادامه داشت و بچه ها زیاد مجروح می شوند چون هر چه جاده جلوتر می رفت شدت آتش هم بیشتر می شد . مثلاً طوری شده بود که 6 تا تانک با تیر مستقیم خودکار کار می کرد یک مینی کاتیوشا هم کار می کرد در یکی از شبها شهید محمد علیزاده که در فاو هم زیاد کار می کرد ، ایشان بعنوان مسؤل کشش در این جاده بود که آن شب یکی از دستگاهای جلو منهدم می شود البته موقعی که گلوی آمده راننده سریع می پرد پایین و می رود به سنگر و فقط بولدوزر منهدم می شود که گفتیم بکشید عقب ، البته ما و شهید ربانی هر شب 5 منطقه را داشتیمکه باید به همه آنها سر می زدیم در راه بودیم که گفتند یکی از بچه ها شهید شده که متوجه شدیم برادر علیزاده شهید شده است . شهادت ایشان به این صورت بود که ایشان راننده دستگاه بود که یک گلوله می آید و ایشان به شهادت می رسد که بعد کسی نمی رفت این بلدوزر را عقب می می برد من با شهید ربانی رفتیم کنار دژ و از آنجا با شهید و از آنجا به اتفاق شهید ربانی جنازه شهید علیزاده را که چیزی حدود سه کیلو گوشت به پوست علیزاده بود از لا به لای دستگاه در آوردیم در کیسه ریختیم .