https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/124447

شناسه خبر: 124447
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۵۲

امر به معروف و نهی از منکر

به روایت از رضا شجاع مارشک : خاطره ای که من از جبهه دارم از رزمنده ای 16 ساله ای که راننده بود و این جوان 16 ساله روحیه عجیبی داشت یک روز بارانی خاک ریز نشسته بود . صدا زد . برادرها همه جمع بشوید وقتی که ما همه جمع شدیم ایشان گفت : من می گویم و شما هم بنشینید تا در تاریخ بماند انقلاب ما به دو چیز نیازمند است تا پایدار بماند : 1) ما دادن 2) جان دادن و به شهادت رسیدن تا خون ما نهال انقلاب را آبیاری کند .