https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/124480
شناسه خبر: 124480
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۵۲
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از سید ایوب رباط جزی : بعد از شهادت پدرم سیدجلال رباط جزی یک شب با آرامش در رختخواب خوابیده بودم که خواب دیدم همراه پدرم سیدجلال به جبهه رفتیم. عراقی ها قصد حمله داشتند و رزمندگان اسلام شجاعان مقاومت می کردند. من هم لباس بسیجی را با افتخار به تن کرده بودم و تفنگ به دوش گرفتم و رو به قبله ایستادم و مردانه جنگیدم و همه آن هایی که در صحنه ی جنگ بودند، تعجب کرده بودند که چگونه من و پدرم در مقابل دشمن ایستادگی می کنیم. بعد یک فرشته ی آسمانی آمد و گفت: نزد من بیا و بگو که با دشمن خدا مردانه جنگیدم و حالا به پاداش کارهای نیک خود، خواهی رسید. من از خوشحالی پدرم را بغل کردم و بوسیدم و بعد همراه آن فرشته به طرف آسمان پرواز کرد و آن جا بود که از ته دل و با خلوص نیت آرزوی پیروزی نهایی اسلام را از خداوند طلب نمودم و سپس با لبخندی به لب از خواب بیدار شدم.