https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/124485
شناسه خبر: 124485
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۸:۵۲
خواب ورویای دیگران در مورد شهید 3
به روایت از سیدایوب رباط جزی : خواب دیدم با پدرم به جبهه رفتم عراقی ها قصد حمله داشتند و رزمندگان اسلام شجاعانه مقاومت می کردند من هم لباس بسیجی را با افتخار بر تن کرده و تفنگ به دوش گرفتم و رو به قبله ایستادم و مردانه جنگیدم همه ی آنهایی که در صحنه بودند تعجب کرده بودند که چگونه من در مقابل دشمنان اسلام این گونه با شهامت ایستادگی می کنم در همان حال که فکر می کردم شهید شده ام و خدا از من راضی است می شنیدم که خداوند خطاب به پدرم چنین الهام می کند که: نزد من بیا و بگو که من با دشمنان خدا مردانه جنگیدم و حالا به پاداش کارهای نیک خود خواهید رسید از خوشحالی پدرم را بغل کردم و بوسیدم و آنجا بود که از ته دل و با خلوص نیت آرزوی پیروزی نهایی اسلام را از خداوند نمودم و سپس از خواب بیدار شدم.