https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/128011

شناسه خبر: 128011
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۹:۵۰

عشق شهادت

آخرین مرتبه ای که برادرم عباس از تربت حیدریه به روستای زاوه آمده بود، یک جا کبریتی که به عنوان کار دستی در مدرسه درست کرده بود برای من آورده بود، برای من آورد وگفت: این را به عنوان کادوی ازدواجت آماده کرده ام. امیدوارم از من قبول کنی من گفتم: زرنگ هستی، می خواهی یک کار دستی برایم کادو بدهی. درجواب گفت: خواهر جان، شاید در زمان عروسی شما من نباشم و بعد از آن رفت به جبهه و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.