https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/129303
شناسه خبر: 129303
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۰:۱۷
خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ناهید پاشایی : یکبار فکر نمی کنم خواب بودم، احساس می کنم واقعاً بیدار بودم که یکمرتبه دیدم برادرم محمد پاشایی، مرا صدا زد، ناهید، ناهید دور و برم را نگاه کردم، دیدم همه خواب هستند و فقط من بیدار هستم و محمد پشت سرم نشسته است. هر کاری کردم نتوانستم از جایم بلند شوم. محمد سرش را جلو آورد و گفت: ناهید، چرا گریه می کنی؟ بعد دستی روی سرم کشید و پیشانی ام را بوسید و گفت: ناراحت نباش، من جایم خوب است و خداحافظی کرد و رفت و من از خواب بیدار شدم.