https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/131552

شناسه خبر: 131552
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۰:۵۳

امداد های غیبی

به روایت از هاشم بندار : «در تاریخ3 /12 /63 همراه دیگر رزمندگان با تمام تجهیزات برای انجام عملیات آماده بودیم . از اوایل صبح اکثر برادران با حالت معنوی یکدیگر را در بغل می گرفتند و از یکدیگر حلال بودی می طلبیدند و تعدادی با خواندن دعا و نیایش به یکدیگر روحیه می دادند . ساعت 12 ظهر بود که فرمانده لشکر دستور دادند که تمام برادران برای حرکت به طرف هدف از پیش تعیین شده آماده باشند . ما هم بی سیم های خود را برکولمان سوار نمودیم . اول قرار بود که با لشکر از قرارگاه نصر به همراه فرماندهان بروم، ولی به خاطر اینکه واحد تخریبمان احتیاج به بی سیم داشتند گفتم : من با تخریب می روم و موافقت شد و حرکت کردیم . همان طوری که در حال حرکت بودیم ، برادران در قایق مشغول ذکر کردن و مناجات کردن بودند تا ساعت 9 شب یکسره در حال حرکت بودیم ، تا اینکه به یکی از روستاهای عراقی رسیدیم که از لحاظ امنیتی ، اسمش را نگفته بودن به همانجا دیگران توقف کرده بودند و ما اول محل توقف را یاد نداشتیم همانطور وسط آب مانده بودیم و از برادرانی که در آنجا بودند از طریق بی سیم سوال کردم آنها توسط یک گلوله منور راهنمایی کردند اما کلت منوری از طرف دیگری شلیک شد که ما اشتباهاً به طرف این منور رفتیم و درست در وسط نیروهای عراقی قرار گرفتیم ، ابتدا متوجه نشده بودیم ولی با شنیدن صدای عربی اطمینان پیدا کردیم که تقریباً در کنار نیروهای دشمن قرار گرفته ایم . در این هنگام یکی از معجزات (عج) به وضوح برای ما عینیت پیدا کرد ، بدین طریق که تا حدود 500 متر از نیروهای خودی دور شده بودیم و در فاصله 2 الی 5 متری ما صدای عراقی ها از داخل خانه به گوش می رسید اما خداوند گویا آنها را «کر » کرده بود چرا که صدای موتور قایق به حدی بود که در منطقه وسیعی صدایش می پیچید به هر حال اگر کمک غیبی امام زمان «عج» نبود ، ما تاکنون شکست خورده بودیم اما خداوند یاور مظلومین است . بعد از آن برنامه دستور دادند که حرکت کنیم و باز از ساعت 9 شب الی 11 در حال حرکت بودیم به روستای دیگر رسیدیم ، بعد همه از قایق پیاده شدند ، نیروهای گردان هم در امتداد جادّة خاکی «بصره - العمّاره» سنگر گرفتند و ما حدود هشت نفر بودیم که بجز من بقیّه تخریب چی بودند و قرار بود برادران تخریب یک پل تدارکاتی خیلی مهم در راه ارتباطی بصره - العمّاره را منهدم کنند . بعد از توضیحات مسئول گروه حرکت کردیم و خلاصه بعد از انجام عملیّات به روستای دیگری رفتیم . درگیری بین نیروهای مقاوم و با ایمان ما و نیروهای ذلیل بعثی همانطور ادامه یافت .»