https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/131856
شناسه خبر: 131856
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۰:۵۷
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
یه روایت از فاطمه سلطان اعتمادی : به خاطر دارم، در همان روزهای اولی که خبر شهادت همسرم محمد علی را به من دادند، خواب دیدم که او به خانه برگشته و سالم است و با رویی گشاده فرزندش را در بغل گرفته و با آن بازی می کند. به او گفتم: به ما خبر داده اند که تو شهید شده ای پس اینجا و در کنار ما چه می کنی؟ در جواب من گفت: جایت خالی در منطقه که بودیم آنقدر گلوله بر روی سرمان ریختند که دنیا پیش چیشمان تاریک و سیاه شد، اما به خیر گذشت. به او گفتم: پس طوری نشدی؟ گفت: نگاه کن، فقط کمی آثارش باقی مانده. نگاه کردم و دیدم کنار ران پایش به اندازه ی یک 10 ریالی قدیمی کبود است. در همان لحظه از خواب بیدار شدم و بر سر مزارش رفتم.