https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/132553
شناسه خبر: 132553
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۰۶
همت در رفع مشکل دیگران
به روایت از معصومه ترکی عصمت آباد : یک روز صبح که فرزندم غلامرضا رفت نان بگیرد وقتی برگشت یک پسر بچه ی پنج ساله همراهش بود گفتم این بچه را از کجا آوردی؟ گفت: او را در خیابان پیدا کردم و هر چه اطراف را گشتم و پرس و جو کردم پدر و مادرش را نیافتم برای همین او را به خانه آوردم. آن بچه از گریه و ترسی که داشت، خودش را خیس کرده بود به من گفت: مادر این بچه خودش را خیس کرده است او را عوض کن بعد از چند دقیقه که او را عوض کردم هر چه از او اسمش را پرسیدم چیزی نمی گفت او را به مسجد محلمان برد و از بلندگوی مسجد اعلام کرد که پسر بچه ای پیدا شده ولی کسی نیامد تقریبا تا ساعت هفت شب در مسجد بودیم که یک آقایی آمد و این بچه به محض دیدن آن آقا خودش را در بغل آن فرد انداخت . آن فرد خودش را معرفی کرد و گفت: من دایی اش هستم.