https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/133475

شناسه خبر: 133475
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۱:۱۸

پیش بینی شهادت 1

یادم می آید سه شب قبل از شهادتش که ما از سقز داشتیم می آمدیم احمد می گفت : من در راه شهید می شوم و شوخی می کرد و هی می گفت : ما شهید می شویم و شما می روید یک حلیمی می خورید . در روستای ما رسم است که هر کسی فوت کند حلیم می دهند . گفتم : این حرفها چیه که می زنی خجالت بکش وشب با او به آتش بار رفتیم و آنجا هم خوابیدیم ومثل اینکه به اوالهام شده بود که می خواهد شهید شود و آن شب به من گفت : من یک پشه بند دارم برای اینکه شما را اذیت نکند شما هم بیا در پشه بند بخواب و همان شب خواب دیدم که احمد شهید شده است و من خیلی ناراحت شدم . که ازخواب پریدم و با زیرپوش سفید خواب بود . من وقتی دیدم خیلی ترسیدم فکر کردم واقعاً شهید شده است که سریع بیدارش کردم احمد گفت : چه شده چرا مرا بیدار کردی ؟ گفتم : راستش از بس امروز گفتی من شهید می شوم من خواب دیدم که شهید شدی و برای یک لحظه فکر کردم که کفن به تن داری و ترسیدم و برای همین شما را بیدار کردم .